ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

884

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى ( رضوان اللّه عليه ) است كه آن را مخصوص احوال او تأليف كرده ، و بعد از آن كتاب « نقباء البشر » تأليف ديگر آن جناب است ( ص 436 شماره 865 ) . و ما اينك با مراجعه بدين دو كتاب شرحى مختصر از احوال او در اينجا مىنويسيم و گاهى اگر مراجعه بجاى ديگر نمائيم تصريح مىكنيم و چنين گوئيم كه : وى مرحوم ابو محمد حاج ميرزا محمد حسن بن ميرزا سيد محمود خوشنويس ابن ميرزا اسماعيل بن فتح اللّه بن سيد عابد لطف اللّه بن محمد مؤمن حسينى ، از اهل محله درب شاهزاده شيراز است كه بناء بمرقومات « فارس‌نامه ناصرى ، گفتار 2 : 22 » محله چهارم از پنج محله حيدرى - خانه شيراز باشد ، و در « هدية الرازى » نسب او را بدين‌طور نوشته ، يعنى فتح اللّه را فرزند سيد عابد لطف اللّه نوشته ؛ ليكن در « نقباء البشر » و ساير مآخذ وى را فرزند عابد بن لطف اللّه ذكر كرده‌اند . و به‌هرحال در « فارسنامه گفتار مذكور : 54 » درباره ميرزا سيد محمود پدر صاحب عنوان فرمايد : كه كسى بعد از مير عماد نسخ تعليق نويس اين خط را چون او ننوشت ، و شاهد بر اين خط سنگ مزار آقا هاشم ذهبى در صحن تكيه خواجه حافظ است ، انتهى . مرحوم ميرزاى صاحب عنوان ، تخمينا دو ساعت برآمده از طلوع آفتاب روز پانزدهم ماه جمادى الاولى اين سال - مطابق ( . . . ) ثور ماه برجى - از بطن مخدره خواهرزن حاجى ميرزا محمد باقر ملاباشى ( 1240 ) در شيراز متولد شد . چون در كوچكى وى پدرش وفات كرده ، لاجرم او در دامن تربيت دائى خود ميرزا حسين موسوى پرورش يافته ، و او بعضى از احوال اين خواهرزاده بزرگوار را در پشت بعضى از كتب نوشته كه از آنها چنين برآيد كه : آن جناب در غره ج 2 سنه 1234 كه سنش چهار سال و پانزده روز بوده در نزد معلم مخصوصى كه دائيش براى او به خانه آورده بود بتعلم فارسى پرداخته ، و در غرهء شوال سال 1236 بعلوم عربى مشغول شده ، كه معلوم مىشود در آن وقت از تعلم قرآن مجيد و خطوط و كتب فارسى فارغ شده بوده ، و چون به پانزده‌سالگى رسيد شروع بدرس خواندن در « شرح لمعه » نمود . ( اينجا چون در « هديه : 15 » عبارت ( يدرس فى شرح اللمعة ) بدون تشكيل حركات دارد ، ما آن را به صيغه ثلاثى مجرد از باب نصر دانسته و برطبق آن به فارسى ترجمه نموديم ، ليكن محتمل است كه آن يدرس به صيغه باب تفعيل باشد و آن وقت معنى آن چنين مىشود كه او در